ترانه شرقی
دلم برای همتون تنگ شده بود.. اومدم بگم یکی از ترانه های من در مجله ی اتفاق نو شماره ی ۱۵۹به چاپ رسید خوشحال می شم ترانه ام رو بخونید.. به نام نقطه چین اثر سهیلا محبی. اول به این دلیل که ترانه واگذار شد و ترجیح دادم که اینجا نباشه. دوم : خیلی جالبه یه آقایی برای خودش ۳ بیت ترانه ی من رو به صورت مبتدی خونده و بعد برای من پیام داده که با اجازه ترانه تون رو خوندم!!!!! چی بگه آخه آدم... پراز بغض فرو خورده پراز اشک...شدم سر در گم و گیج و پریشون کتاب شعر تو با عکس چشمات هنوز اینجا کنار لحظه هامه امید من به برگشت دوباره ات.. یه مرهم روی اندوه و غمامه..... نمی دونم برای چندمین بار.. دارم سهراب و با یادت می خونم می خوام این بار اگه عشقت بذاره.. کنارش توی اون قایق بمونم... . . . . پ.ن:کافه های شهر من..کافه های شهر تو... کافه های شهر ما.... چه فرقی دارد.. کجا باشیم.. این کافه ها همیشه لبریز از آدم هایی است که تنهایی شان را به یک لیوان قهوه و شاید..... پکی عمیق از سیگارپر می کنند.... همیشه آدم هایی هستند که سهراب را کنارشان می گذارند.. و با تکرار هزار باره می خوانند... "قایقی خواهم ساخت.. دور خواهم شد از این شهر غریـــــــــــــــب....." عادت بدی ست چسبیدن به چیز هایی که نداریمشان.... عادت بدی ست... اما عادت نبود... نبض نفس های من بود که تو گمان می کردی حسی عادی و دوستانه است.... نبض لحظه های من بود که زیر دست گرم تو پر پر می زد.. و تو ندانسته دست گرمت را برای شمردن نبض دیگری رها کردی...... برای تو خوشحالم ... برای تو خرسندم که آن دست عاشقانه ترا دوست دارد .... برای من خوشحال باش که دلی را به تو بسته بودم که تنها بود... برای من خوشحال باش که یادت همیشه در ذهنم می ماند... برای من جشن بگیر که ترا دارم فارغ از جسمت.. برای من خوشحال باش... " گذشتم از تن تو زآنکه در جهان تنی نبود مقصد نیاز من " اگر به سویت این چنین دویده ام به عشق عاشقم نه بر وصال تو به ظلمت شبان بی فروغ من خیال عشق خوش تر از خیال تو کنون که در کنار او نشسته ای .. تو و شراب و دولت وصال او گذشته رفت و ان فسانه کهنه شد تن تو ماند و عشق بی زوال او تقدیم به تنها کسی که تنها بود اما تنهایی اش را با تنها ترین تنها قسمت نکرد.."...Hen " نذار بی بودنت هر شب اسیر اشک و ماتم شم . . . . . . ترانه سرا:مهرنوش محبی هنوزم تو خیالم با تو می خندم....همش حس می کنم پیش تو ایستادم هنوزم عاشقم مثل همون روزا..که با هم عاشقونه زندگی کردیم نفهمیدیم یه روزی می رسه از راه..که می بینیم چقدر نسبت به هم سردیم نفهمیدیم یه روزی میرسه از راه که دستامون جدا می شن به آسونی فقط از تو برام یه خاطره مونده..یه تصویر از تو و روزای بارونی . . . . پرم از وسوسه ی تو که نداره انتهایی وقتی هستی بی نیازم از ترحم غریبه از حضور سرد قلبی که یه جورایی عجیبه مثه مرهمی رو زخمام وقتی پیشمی همیشه وقتی روح بی قرارم پیش تو آسوده میشه یه نیازی واسه قلبم همیشه لازم باشی نباید ثانیه ای از من دیوونه جدا شی با تو آسمون شعرام آبی و زلال نابه غم و غصه های دنیا تو که باشی توی خوابه وقتی هستی من چه خوبم این حس خواستن تو وا کن آغوشتو تا من پر شم از دوس داشتن تو ترانه ی وقتی هستی رو میتونید با صدای مرتضی جهازی و ساسان سورانی از لینک زیر دانلود کنید....... زندگی همه ی ما رو مختل کرد.....هنوزم باورم نمیشه که از بین ما رفته انگار همین دیروز بود.. که کنار ما بود..صدای خنده هاش و مهربونی نگاهش هیچ وقت یادم نمیره......داغی که روی دل ما موند فقط اسم زیبای امید بود. و مهربونی اون......... امروز هم خبر بدی از تصادف یکی از عزیزترین هام شنیدم... که با تمام بدی های حادثه به خیر گذشته بوده اما انقد مهربون بوده که نخواسته من یه شوک دیگه رو تحمل کنم.. خدای من.... من رو با این حوادث امتحان نکن....قلب من ضعیف تر از اینه که بتونم این اتفاقات رو تحمل کنم..... امید رفت....اما امیدم رو ازم نگیر.............. پیکر زخمی و خسته اش واسه تو نبض حیاته من مثه ریشه ی خشکم که تو عمق خاک دویده دور قامت نحیفش غصه پیله ای تنیده تن چوبی و خمیده اش دشمن کلاغ شومه بی حضور ساکت اون کار مزرعه تمومه من همون مترسکم اون شکسته ی نحیف با یه جسم چوبی و با یه پیرهن کثیف . . . . . *بزودی این ترانه همراه با ترانه های دیگه همچون عادت و پیشکش به بازار عرضه می شه *ترانه ی جرم رو با صدای مرتضی جهازی میتونید از این لینک دانلود کنید http://asheghane.parsfa.com/post-194743.html در یک شام تیره ی زمستانی...در خاموشی های بمب باران وطن در میان خون و اشک و جنازه.... میان لرزه های اندام نحیفی که می هراسید از ثانیه هایی که بر ما می گذشت من به دنیا آمدم در میان ضجه های بی امان مادر ,در بی پناهی اش من به دنیا آمدم در تلاطم بی پایان دقایق رخوت بار... من از نسلی سوخته ...... نه ...... نه ....... از نسلی محکوم به فنا هستم..نسلی که راه گذاری میان دو جهان است.... من از تبار عاطفه..مهر و عطوفتم من از پستان تمدنی کهن خون میلیون ها شقایق را مکیده ام ..و در آغوش مام میهن با صدای لای لای خمپاره ها رشد کرده ام... من در ویرانه ای به نام ایران بزرگ شدم .... من به دنیا آمدم زیرا گلوی فریاد نسلی زخم دیده ام...... . . . . . . *این پست رو به مناسبت تولدم گذاشتم ۲/۱۱/۱۳۶۵ اینجا که کفتار ها نیز از سایه ی خود می ترسند..... اینجا که آتش است و خاکستر.... کجای ای دشت خون ردی از تو بیابم؟؟ با کدام بغض بشویم رخساره را از خاک و خون....جامه از سیاهی ماتم.... و دلم را از داغ این درد..... به هر سو می نگرم ترا نمیابم..اینجا چه محشری بر پاست... کودکانت که ترا عطش می کردند اینک خاموش شده اند... تو بگو بر کدام داغ بگریم....؟؟ روی از کدام سوگ بخراشم؟؟ پیکر آسمانیت را کجا بیابم؟؟آن صورت گرما زده ات ؟ استواری ایمانت.... چه کنم بی تو حسینم؟؟؟.... به کدامین درد ناله بر آرم ؟ اینجا که خون می جهد از آسمان.... کجای این برهوت اشک هایم را پنهان کنم...که صورتم بوی ترا میدهد... بار جفای روزگار را به کدام مقصد برسانم که ره ناهموار است و شب در پیش...... --------------------------------------------------------------- نمیدونم شاید اگه به احترام حسینم نبود وبلاگ رو به روز نمیکردم چون انقدر خسته ام که حوصله ی هیچ جماعتی رو ندارم.... زمانی فکر می کردم مردم بره های معصومند.. اما حالا می دونم که از گرگم درنده تر و خون خوار ترند...... پست رو به علت حذف پست در وبلاگ آقای داوودی حذف کردم.................................. . . . خسته تر و دل مرده تر میشوم..... تنهاتر میشوم..... چقد دلگیرم و خسته چقد تنهام تو این روزا چه تقدیر بدی بم داد واسم دیروز و امروزا . ۱.متن کامل این ترانه رو در انجمن مجازی ترانه سرا ها میتونید بخونید ۲. لینک ترانه ی آشفته http://www.tarane-soraha.ir/post-140.aspx تو مثه یه قهوه ی تلخی برای خستگیم می چشم طعم ترو تو لحظه های پیش روم با تو این کسالت ثانیه ها میشه تموم . . . . . . . . **لازم به ذکر دونستم این پاورقی رو اضافه کنم این ترانه وقتی در من جون گرفت که داشتم به حضور عزیزی تو زندگیم عادت می کردم حضوری که به من امید می داد هرچند خودش نا امید بود... یادمه گفتم "دارم بهت عادت میکنم" و این ترانه جون گرفت
| Design By : Pars Skin |
